کودکان آسیب پذیرترین

قشر هر جامعه اند

کودکان بم را از یاد نبریم

.:email
Message Board

 

    my firends  :

 

esAn Alternative

 

Danshjoo List


ExirWeblog

 

ExirWeblog

 

 

                    HOME

                           :archive










Tuesday, July 13, 2004

   

 ÷یش از اینها بیش از اینها دوستم میداشتی   

  || lili  ||  2:14 AM 


Sunday, December 07, 2003

   

 _ ببین به نظره تو آدمو یه خر ببوسه بهتره یا با یه بوس خر بشه؟
_ خر ببوسه.
لیلی : زدم تو خطه علاقه به خر .
> آیا به نظره شما یک خر الزاما باید شاخ ودم داشته باشه؟ <   

  || lili  ||  1:52 PM 


Tuesday, November 25, 2003

   

 آهو خیلی خوشگل بود . یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسید : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته , همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی , تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.
> نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.
نتیجه گیری عاشقانه : مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند <   

  || lili  ||  3:42 AM 


Sunday, November 16, 2003

   

 امشب یتیم بچه های کوفه دوباره بی پدرن
امشب چاه بی همدمه
نخلستان بی زمزمه
امشب آسمونم بی قراره تا صبح گریه میکنه
امشب گویا شب قدره
چه بارونی زد اونشب تا صبح باریدو بارید
دلم میخواست منم با اون گریه میکردم اما خیلی وقته که دیگه نمیتونم اشک بریزم
یعنی دلم ایقدر سیاه شده ؟ آره لیلی ؟ دلت اینقدر سیاه شده چرا نمی تونی گریه کنی!!؟
گریه کنید برای علی گریه کنید
گریه کنید شاید شب قدر دیگهای در کار نباشه
اینواز وقتی که یادمه شنیدم
امشب میخوام یه دل سیرگریه کنم یه دل سیرگریه
اما نه برای علی ,علی چه احتیاجی به گریه منو شما داره
برای خودتون اشک بریزید به خدای علی قسم علی محتاج اشک نیست
اشک بریزید شاید اون زنگاره نفرتو حرصوآزی که دوره دلاتونوگرفته پاک بشه
اونوقت اگه دلتون مثل آیینه صاف شد برای علی گریه کنین
علی جان الان بیشتر از هر وقت دیگه ای احساس تنهایی میکنم
میون دوستایی اسیرم که بی شباهت به قوم هزار رنگ هزار چهره کوفه نیستن
اما من چاهی نمیبینم که توش دردمو گریه کنم
> دلم بارون میخواد میخوام زیر بارون یه دل سیر اشک بریزم یه دل سیر<   

  || lili  ||  11:40 PM 


Monday, November 10, 2003

   

 گفت : من عاشق عشقم، نه عاشق معشوق.
گفتم : مگر عشق را توان تجلی است جز در معشوق؟
گفت : آری! آنچنان که پسر منصور. مگر نخوانده ای حلاج را؟

پرسیدندش که عشق چه باشد؟
گفت : امروز بینی و فردا بینی و پسان فردا بینی.
آن روزش بکشتند و دیگر روزش بسوختند و سوم روز خاکسترش بر باد دادند.

یعنی که عشق این است.
> واقعا اون چیزی که ما داریم در اطرافمون میبینیم عشق ؟ سوختنی درش هست؟ خاکستر شدنی داره؟ <   

  || lili  ||  9:19 PM 


Friday, November 07, 2003

   

 این جمله حکیمانه رو دوستم گفت بنویسم:
> ما زنده کش مرده پرستیم <   

  || lili  ||  11:02 PM 


   

 آهای هر کی commente وبلاگ منو دزدیده من رومو اونطرف میکنم
خودش بیاد بزاره سره جاش
یا خودت با زبون خوش میاری میزاری سره جاش یا هر چی دیدی از چشم
خودت دیدی آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ بعد نگی نگفتی    

  || lili  ||  10:52 PM 


Tuesday, November 04, 2003

   

 ای فرزند از چهار چیز برهذر باش:
سگ دریده
زن سلیطه
دیواره ترک دیده
دیوانه زنجیر بریده
>این چهار چیز همانا مایه بیچارگیست<

******

به به چه زندگی
به به چه دوستای خوبی
به به چه هوای دل انگیزی چه روزه خوبی
چه add listهای مهربونی وای چه روزگاری چه گلی چه سنبلی چه زندگی قشنگی
ااااااااااااااا پس من چرا دارم بالا میارم ؟
> عمیقا و شدیدا به یک عدد زیبا بین احتیاج دارم کسی نداره به من قزضی بده در اولین فرصت بهش برمیگر
دونم<
   

  || lili  ||  8:56 PM 


Sunday, November 02, 2003

   

 ببین من و تو به درد هم نمیخوریم
چرا مگه دوستم نداری
چرا ولی تحملتو ندارم
میخوام با یکی ازدواج کنم که مامانم میگه تحملشو دارم
مگه دوسش داری
نه
این که میگی یعنی چی ؟
یعنی من تا آخر عمر تو رو دوست دارم اونو تحمل میکنم
> چه فلسفه ازدواج زیبایی<   

  || lili  ||  1:43 AM 


   

  یه قهوه مهمون من چی میخوای ؟
اسپرسو؟
نه قیاافه مثل برج زهرمار سرکاراز صد تا قهوه تلخ تره
میشه یه لبخند شیرین مهمونم کنی
نه چون گرونه
شما فعلا قهوتو بخور
> به به چه ملا قات دلنشینی<   

  || lili  ||  1:43 AM 


   

  پسره خوب درسته که همه چیزه این دنیا وارونه شده
ولی این دلیل نمیشه که تو روزنامتو برعکس بگیری
اونوقت همه میفهمن روزنامه نمیخونی داره دختره
مردمو دید میزنیا    

  || lili  ||  1:43 AM 


Thursday, October 30, 2003

   

 آهای خلایق بدانید وآگاه باشید که اگر بالا بروید و پائین بیایید
همچنان
جیگر جیگرست و دیگر دیگر
پس
اولا هیچوقت خودتونو جای جیگره کسی جا نزنین
دوما اگه یکی به جیگرش گفت کیش کیش معنیش برای دیگران پیش پیش نیست
سوما چیزی که فتو فراوونه دیگره شماعجالا تن جیگررو بچسبین plz

****
وبلاگ لیلی : میدونی چیه لیلی جون اینجور چیزا کلا عرضه میخواد
لیلی:یافت مینشودگشته ایم ما
وبلاگ لیلی : همچنان بگرد



تو نظر سنجی مطلب قبل بنویسین من میخونم نطراتتونو
   

  || lili  ||  2:38 PM 


   

 گویا اعلان آتش بس شد به سلامتی
والا وقتی تو مملکت خودمون با زبون مادریمون درست نمیتونیم حرف همو بفهمیم
تا اطلاع ثانوی لطقا حرفی از گفتگوی تمدنها نزنیم بهتر
بابا همه همه مدل نظری دادن ولی گویا هیچکس متوجه نفس نوشته نشد
حرف من اصلا سره سطحی نگری ما ایرونی جماعت بود اونوقت من چی میگم شماها چی میگین
سپنتا جان نظرتو بده راحت باش من اصلا ناراحت نشدم
من نمیفهمم ما کی میخوایم درک کنیم که به تعداد خواننده یک نوشته میتونه نظر وجود داشته باشه
حالا عزیزم اگه دیدگاهامون با هم یکی نیست دلیل نمیشه کهدیدگاه همو نفیش کنیم
ولی چند کلمه حرف دارم با اونایی که تفائل زدن به نیت فردا چه شود ؟..........
اکه فالتون این در اومده
> مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید < باید بگم نه جوونم هیچکی قرار نیست بیاد هیچ نفس مسیحایم در کار نیست
هر گلی زدیم خودمون به سره خودمون زدیم حلا میخواین درک کنین یا نکنین اونش به
خودتون مربوط وقتی منو تو نوعی به عنوان یک ایرانی دلمون به عشق وطنمون
نمیتپه میخوای یکی دیگه بیاد بشه دایه عزیز تر از مادر؟
اون دوستان اونوره آبم که فکر میکنم یه تاریخ واسه اثبات دوستیشون کافیه
هر بار که دستی به اصطلاح واسه کمک به سوی ما دراز کردن فقط واسه
چپاول ثروت این ملت بوده وبس یه نگاه به خودتون انداختین چی مونده برامون ؟
غیره یه تاریخ دوهزارو اندی ساله که داریم با خودمون یدک میکشیم
بابا بی تاریخاش دنیا رو گرفتن ما تو قرن پیشرفت دقیقه ای هنوز داریم کورش ... میکنیم
یه بار یه استادم به من گفت اگه تو به عنوان یه گرافیست یه طرح بسته بندی درست بدی
زعفرونه ما رو نمیبرن اسپانیا با یه بسته بنده بهتر به اسم خودشون به دو برابر قیمت
بفروشن پسته ما خروار خروار از اطریش برگشت نمیخوره به دلیل نداشتن یه بسته بندی
مناسب میدونی فرش ما که قرنها معرف اسم ایران بوده تو دنیا هنوز یه بسته بندی
درست نداره بسته بندی خاویار ایران از 50 سال پیش تا حالا چه تغیری کرده تو به
عنوان یه گرافیست چه تلاشی کردی برای عرضه بهتره این محصولات؟
ومن تلاشه خودمو کردم وقتی یه آقایی میاد میگه خانوم فلانی من دو هفته دیگه یه
نمایشگاه دارم تو دوبی یه پوسترتبلیغاتی خوب میخوام من به عنوان یه گرافیست خودمو
متعهد دونستم که برم بشینم 48 تا سایت تبلیغاتی مربوط به اون محصولو ببینم تا طرحی که
میزنم از طرحای اونا کم نیاره سه شبانه روز تمام نخوابم از مسافرتم بزنم تا بتونم
پوسترو به موقع عرضه کنم میدونین چرا چون میدونم که فروش خوب این محصول یعنی
ارز آوری برای وطنم سپنتا جان من کور نیستم میدونمم که دل پر دردی داری ولی تو رو به
هر چی اعتقاد دارین بیاین وتلافی بعضی چیزارو سره چیزای دیگه در نیاریم
راست میگی من چیزی از جنگ نمیدونم ولی سپنتا جان اگه پدر منو تو نرفت جبهه
دلیل نمیشه برای اونی که جونشو گذاشته کفه دستش رفته از ایران دفاع کرده
ارزش قائل نشم کاریم ندارم که کی جنگو ادامه داد وچرا
میدونی چی فاجعست؟اینکه منو تو حرفه همو نمیفهمیم اینکه چیزی به اسم وطن دیگه
برای خیلی از ما معنا نداره اینکه خیلی از ما حاضر نیستیم کاری برای بهتر شدن این وضع
بکنیم اینکه اغلب جوونای این مملکت یا مست می ان یا خمار
وافور و دیگه وقتی برای تفکر ندارن اینکه بدونه اینکه معنی دموکراسیو بدونه میره تو
خیابون مرده باد زنده باد میگه اینکه داریم تو دنیا عقب میوفتیم از همه نظراینکه هندیا دارن با
همون کامپیوترهای آی بی ام از رده خارج شده ما برنامه مینویسن و به کل دنیا عرضه میکنن
اونوقت ما هنوز تو کشو قوس ارتقا سیستم هایی هستیم که برای اغلب ما حکم ظبط صوتو
داره اینکه هنوز معنی جهانی شدنو نمیدونیم و......................
میبخشین خیلی طولانی شد ولی حرفی بود که تو دلم مونده بود نه سیاسی نه هیچ چیزه دیگه
فقط یه دردله ساده بود همینو بس
من که گفتم قبل از هر چیزی یک ایرانیم    

  || lili  ||  12:54 PM 


Thursday, October 23, 2003

   

 دیدین تا به حال آدمای رو که با تلسکوپم جلوترازنوک بینیشونو نمیتونن ببینن
چند روز پیش تو یه محفلی نشسته بودیم حرف سره این خانوم عبادی شدو طبق معمول چند تن
از این روشنفکرای 24 ساعته جلو ماهواره نشین شروع کردن که نه این جایزه ال بوده و بل بوده
و طبق معمول بحث کشید به جاهای باریک( عذر میخوام منظورم کمره خانومه نبودا )
و طبق معمول دوباره حرف کشید به بعضی از این برنامه های جالب این شبکه های مزخرف رانده شدگان از وطن
تا اینجاش من ساکت نشسته بودم وصدام در نیومده بود چون به تجربه ثابت شده بحث کردن با
بعضی از این دوستان دوره باطل زدنه که یهو یکی ورداشت گفت امام خمینی اصلا هندی بوده
نه ایرانی (اینو طبق معمول تو این برنامه مزخرفه شهرام همایون گفته) مصداقشم همین
آرم وسط پرچمه که نماد یه فرقست تو هند منو میگی دیگه نتونستم جلو خندمو بگیرم
> یه باره دیگی ام اینو دخترخاله جونم گفته بود <
که طرف برگشت خیلی عصبانی گفت به چی میخندی؟
گفتم : جونم آخه آدم درست نیست یه حرفیو که روش تحقیق نکرده همینجوری بندازه بیرون
گفت اونا تحقیق کردن که دارن میگن گفتم آره تحقیق کردن ولی نه روی زندگینامه امام یا روی
نماد پرچم روی این تحقیق کردن که چه جوری رو مخ امثال شماها میشه کار کرد
که دیدم طرف دیگه بدجور از کوره در رفت که لیلی از کی اینقدر حزب ... شدی چیه خبریه؟
گفتم نه ببین اینا که گفتی هیچ ربطی به هم نداره
من به هیچ چیز اعتقاد نداشته باشم به این اعتقاد راسخ دارم که اونایی که اونوره آب نشستن
دلشون واسه منو تو نسوخته چرا اون موقعی که مادرای ما بچه هاشونو با گریه بدرقه میکردن
برن جبهه چرا اون موقعی که جوون ما میرفت رومیدون مین چرا اون وقتی که پسره 22
ساله ما رو بستن به لوله تانک باهاش شلیک کردن
باعث شدن تا آخره عمر موجی بشه جوون این آبوخاک براشون اهمیت نداشت
چرا اون موقع ایران ایران نمیکردن؟
تازه عزیزم اون نمادیم که تو میگی هندیه ما تو اولین جلسه واحد تجزیه تحلیلمون
نقدش کردیم آنالیز شده جمله لا الله الا الی اله که کاره یکی از بهترین گرافیستای ایرانه
اگه درست بهش دقت کنی اون دو طرفش نوشته لا
که همون نماد نه شرقی نه غربیه و اون وسطش شمشیره که نماد ..............
حالا ممکنه به یه نماد هندی شبیه باشه چون هر دوشون خلق شده ذهنه دو تا آدمه
که دیدم همشون ساکت شدن
ببینین من قبل از اینکه هر چیز باشم یک ایرانیم نه هیچ چیزه دیگه ای
تازه یاد گرفتم تا از چیزی مطمئن نشدم و روش تحقیق نکردم باورش نکنم

> توام به جای اینکه تلسکوپ بزنی دنبال کشفیات آنچنانی بگردی لطفا اونو بردار تا بتونی لا اقل جلو پاتو درست ببینی <
   

  || lili  ||  2:14 AM 


Saturday, October 11, 2003

   

 

> اول از همه عیده همگی مبارک <


من موندم از دست این اطرافیانم به کدوم سیاره پناهنده بشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مامان من وقتی من زیادی زبون میریختم مدام به من گوشزد میکردن که
دختر خوب نیست دهنشو باز کنه چشماشو ببنده یه دختر خانوم متشخص باید دهنشو ببنده چشماشو باز کنه
منم یه روزی تصمیم گرفتم متشخص بشم بنابراین زیپ دهان مبارکو کشیدم
ولی بعد از چند وقت دیدم ای بابا دارم دق میکنم آخه نمیشه آدم خیلی چیزارو ببینو دم نزنه بیابراین
چشمامم بستم که تازه متوجه شدم واقعا امکان نداره آدم بعضی حرفاروهم بشنوه وساکت بمونه
واسه همین گوشامم گرفتن این شد که الان یکپارچه شدم کرو کورو لال

> به من عاجز بینوا کمک کنین <


تویه کشفیات مهمی که من در این بیست سالو اندی انجام دادم یکیش کشف حلقه گمشده داروین
در بعضی از این آقا پسر هاست که تا چشمشئون به یه دختر خانوم می افته آنچنان رفتاری ازشون
سر میزنه که هزار سال از یه میمون سر نمیزنه منم در این جور موارد میگم داروین کجائی
که حلقه گمشدتو کشف کردم آقا چند وقت پیش یه جائی بودیم یه آقا پسر از
این هیکل بادی بیلدینگیا گیر داده بود به این خواهر جان ما که خانوم شما منو یاده نمیدونم کی کی میندازین
من قبلا شما رو یه جا دیدم هر چی ام این خواهر جون ما عدم آشنایی میداد
طرف ول کن نبو د که خواهر جان بنده برگشت بهش گفت اتفاقا شمام منو یاده حلقه گمشده داروین مینداذین
حالا شانس آوردیم طرف هیچی حالیش نبود فکر میکرد یه چیزیه تو مایه های تام کروزو آلن دلن
وقبل از اینم که طرف بگیره که چی به چیه ما به خواهر جونمون ندا دادیم که خفه پی ال زد

> از دستو زبان که بر آید کز عهده این زبون خواهر ما به در آید <


امروز گفتیم یه تست روشنفکری رو این یارمون انجام بدیم گفتیم یار جان
اگه بفهمی من غیر تو با کس دیگه ایم دوست ام چی کارمیکنی ؟
که ایشونم نه گذاشتن نه برداشتن فرمودن میکشمت
آقا منم یه ساعت یه خنده ملیح تو مایه های قاه قاه زدم که شوخی میکنی دیگه نه؟
که دیدم خیلی سور فرمودند نه مگه من با تو شوخی دارم؟
آقا هی از ما اصرار از ایشون انکار دست آخر ملتفت شدم که گویا نه طرف داره خیلی جدی میگه
ماهم به نحوه چشم گیری دستو پای مبارکو جمع کردیم که نه بابا این حرفا چیه قصد مزاح بود
بنده یه چیزی تو مایه های غلط کردیم ( نمیدونم چرا یاده فیلمه قرمز افتادم )
خلاصه یار ما با کسی شوخی نداره آقایون محترم زین پس لطفا هنگام ورود به این مکان
کفشای مبارکو در میارین آهستهو بی سرو صدا میاین و میرین
دیگه ام نیام ببینم نوشتین دوست دارم که هیچیا
چون این یاره ما به سنته امروزیا اول دار میزنه بعد میپرسه جرمت چی بود

> من که جونمو از سره راه نیاوردم که <

   

  || lili  ||  2:33 PM 


Thursday, October 09, 2003

   

 گشنه ها میگن : گشنگی نکشیدی عاشقی یادت بره
عاشقا میگن : عاشقی نکشیدی گشنگی از یادت بره
لیلی میگه : گویا هر کدو مو بکشی اون یکی از یادت میره
> به نطر شما اگه جفتشو با هم بکشی چی میشه ؟؟؟<   

  || lili  ||  4:56 PM 


   

 امروز میتونست روز خوبی باشه اگه خواهر جونم کله سحر ماشینه نازنینمو نمیگرفت به بهانه ثبت نام کلاس
فلوت بعد با دوست جونش بره به چرخ زدن بوق سگم لاشه ماشینمو برام بیاره > چی کشیدم من امروز
اول صبحی که خودشو کلی لوس کرد که لیلی جونم بده سوئیچو من میخوام با سوگل برم کلاس ثبت نام کنم بده
دیگگگگگگگگگگگگگگگگه جون .... بده ( ای یار کجایی که هر چی میکشم از دسته این جونه تو میکشم)
بعدش تا ساعت دوکه خبری از خانوم نشد منم کلی نق نق شنیدم که چرا ماشین دادی دسته این بچه
ساعت دو یکاره زنگ زده با صدای لرزون این موبایلمکه یه بند قطعو وصل میشد منم فقط تونسم بشنوم که :
لیلی الوو. الووووووو بیبین من تصادف کردم ..........الان سره بهارم..........الو صدا میاد ؟
موتوریه ......... کامارو..............مرده مغزش خورد شد ...............الو........من دارم میرم.....پلیس...... نگران
نشو.......الووو........صدامو داری؟......بنزه......ایجا کلی خون ریخته من دارم غش میکنم.........مامان
نفهمه.الوووووو ...............و بوق ممتد تلفن.
من ه بیچاره که یه پنج مین تو شوک بودم که این چی گفت؟ تازه وقتی از شوک در اومدم هر چی این موبایله
کوفتیو میگیرم میگه در دسترس نمی باشد
گفتم بیا این زده یکیو کشته , تو سر زنان هر چی boys & girls دمه دستم بود فرستادم اون جایی که خانوم
گفتن زنگ زدن میگن اینجا یه تصادف شده یکیم مرده ولی خبری از خواهر جونت نیست , حالا هی مامایه گیر داده
که این کجاست منه بیچاره ام دروغی نبود که سره هم نکرده باشم چه فیلمی سوار کردم تا مامانه نفهمه شانس
آوردم بابام نبود که بالاخره این موبایل عوضی آنتن داد میگم کجایی میگه من نمییام خونه سرم داد میزنی منم اشک
ریزون کلی قربون صدقه ایشون رفتم که تو فقط بگو چی شده الان کجائی من کاری به کارت ندارم اونم گریه کنان
که من تصادف کردم زدم به یه بنزه ماشینم یکم غر شده الانم با فلانیو فلانی دارم ماشینو میبریم تعمیرکاه که یهو
داده من در اومد که گمشو بیا خونه ببینم چه دسته گلی به آب دادی که فرمودند ایناهاش سرم داد میزنی من نمیام
که با داده من مامانم اومدن تو اتاق و سر از قضیه در آوردن وهر چه دق دلی بود سره من بیچاره خالی کردند که
بیجا کردی ماشین دادی به این بچه اگه یه بلائی سرش بیاد تقصیره تو چرا از ون موقعه هیچی نمیگی و کلی نقو
نوقه دیگه بعدش زنگ زدن به خواهر جونم که عزیزم هر جا هستی صبر کن ما الان میایم خلاصه رفتن با یه اکیپ
از آشنایان ایشومو وردارن بیارن ( بمیرم واسه خواهرم )وسط این هیرو ویر عشق خواهر جونم هم زنگ زدن که
لیلی جون اومد خونه دعواش نکنیا اینا همش یه روزی خاطره میشه فقط شانس آورد دمه دستم نبود وگر نه
آنچنان میخوابوندم بیخ گوشش که تا ابد واسش خاطره شه
یه کامارو زده به یه موتوریه ای پسره خواسته در بره خواهره بنده از ترس اینکه کامارو نزنه بهش زده به بنزه
چون کارت ماشینم همراشون نبوده گوای نامشونم حاضر نشدن بدن صاحب بنزه لطف کردن پلاک جاوی ماشینو
کندن بردن ( دستشون درد نکنه ) حالا چون این مقصر شناخته شده علاوه بر پولی که بیمه میده یه پولیم دستی باید
بدم یعنی ظبط جدیده ماشین هوتوتو البته اگه بشه بهش گفت ماشین (باید بعد از این بهش بگم خره انژکتوری)بی
انصاف نکرده بزنه به کامارروه زده به بنزه تازه وقتیام اومد خونه با شیر عسل داغ ازش پذیرای ام شد وبنده کلیم
مواخذه شدم وهمه کلیم قربون صدقه ایشون رفتن که عیبی نداره قضا بلا بوده به خیر گذشت انگاره نه انگار که
این وسط چه اعصابی از من ضایع شداینم از یه روز خوب ما
> کسی یه راه حل خوب واسه خودکشی سراغ داره؟ <   

  || lili  ||  2:01 PM 


Wednesday, October 08, 2003

   

 خطاب از منه لیلی به ...........
یکی از خیل عظیم مردان به اصطلاح روشنفکر این مرزو بوم :
عزیزم تو بهتره بری یه دختره پشت داره قالی نشین بگیری که به اون شعوره روستایتم بیاد تو رو چه به زن تحصیلکرده , تو که یه کلفت رختشوره بی جیره مواجب بیشتر نمیخوای اونم از نوعه تو سری خوره بی ارادش حالا تحصیلاتم نداشت چه فرقی میکنه؟
به یه دوست عزیزی که امیدوارم اینو بخونه:
جونم یه بار بهم گفتی که آدم مزخرف آشغال عوضی هستی خوب ؟ فقط کاش زودتر گفته بودی که اینقدر واسه شناحتنت به خودم زحمت نمیدادم . جا داره که بهت تبریک بگم چون هیچکی بهتر از خودت نتونسته بشناسدت
به روح مرحوم دهخدا :
گویا معنی بعضی از واژه ها تغیر کرده برگردین درستش کنین مثلا دوست داشتن که دیگه مثل سابق یک معنی نداره و بسته به وضعیت آب وهوا وخیلی چیزای دیگه مرتب تغیر معانی پیدا میکنه
به مریم جون خودم:
اینقدر خوشگل مینویسی که من روم نمیشه آپدیت کنم به خاطره من هم که شده یکم زشت بنویس ( پی ال زد)
به اکسیر جون:
یکم از من یاد بگیر تنبل جون بروآپدیت کن ( توهم پی ال زد )
به پاره ای مادر شوهرها:
اگه این عروس بیچاره دختره خودتم بود دوست داشتی یه همچین رفتاری باهاش بشه؟
به یک دشمن عزیز:
متاسفم اما هر چی فکر کردم هیچ دلیلی نتونسم پیدا کنم برای تحمل کسی که تحملشو ندارم پس بدرود
به یه مهربونی که هر چی واژه زیبا تو زندگیم هست با اون معنا پیدا میکنه:
عزیزم به خاطر بودنت به خاطره اینکه با عشق پری برای پرواز به من دادی نه زنجیری برای قفس ازت ممنونم
به این دلیل که نذاشتی حتی یک بار دلم بلرزه از تعصبات کور کورانه و از فکره چیزی به اسم خیانت , از اینکه جواب همه دل شکستگیم بودی
هر چند که ازم دوری هر چند که گاهی خواستن نتوانستنه و هر چند که نه من جاودانم ونه تو و نه شاید......ولی به اونی میسپورمت که جاودانست
و خطاب به اولین وآخرین از قول رابعه الدویه:
خدایا مرا از دنیا هر چه قسمت کردی به دشمنانت وهر چه در آخرت قسمت کردی به دوستانت ده که مرا تو بسی......
بار خدایا اگر مرا فردای قیامت به دوزخ فرستی سری آشکار کنم که دوزخ از من به هزار ساله راه بگریزد
خدایا کاره من وآرزوی من در دنیا از جمله دنیا یاد توست و در آخرت لقای توست , از من همین است که گفتم تو هر چه خواهی میکن .....
بار خدایا اگر مرا به دوزخ فکنی فریاد بر آرم که وی را دوست داشتم با دوست این کنند !؟   

  || lili  ||  3:16 AM 


Friday, October 03, 2003

   

 إ این چرا این رنگی شده آقا یعنی چی , رنگ این طرح آبی بوده چرا بنفش شده؟
این کلی به طرح من لطمه میزنه
مگه من نگفتم این آبیه؟ ممکنه بگین حواستون کجا بوده , مگر نه اینکه اگه اشکالی پیش بیاد شما باید بر طرفش کنین؟ شما به عنوان پرسنل چاپ باید جواب گو باشین
_ کی من؟ به من چه خانوم من یه کارگر ساده چاپخونه بیشتر نیستم می خواستین موقع چاپ خودتون حضور داشته باشین بالانس رنگو خودتون تعیین کنین.
اصلا میدونید چیه من اینجا یه مرده شور بیشتر نیستم مرده رو میشورم کاریم به بهشتو جهنمش ندارم لطفا با مدیریت چاپ صحبت کنین.
_ آقایه............. چه معنی داره مگه من به شما نگفته بودم من به عنوان ناظر چاپ باید موقع چاپه طرحم حضور داشته باشم؟ این چرا بنفش شده ؟؟
ممکنه بگین حواستون کجا بوده , مگر نه اینکه اگه اشکالی پیش بیاد شما باید بر طرفش کنین؟
خانوم اینقدر کار سرمون ریخته که مجبور شدیم کارتونو بزاریم شیفت شب
تازه من مورده شورم طرحیو دادم واسه چاپ که لیتوگرافتون برامون فرستاده بود برین به ایشون بگین
_ جناب لیتوگراف محترم ممکنه بگین این طرح چرا بنفش از آب در اومده؟؟؟ ممکنه بگین حواستون کجا بوده , مگر نه اینکه اگه اشکالی پیش
بیاد شما باید بر طرفش کنین؟؟؟ من که به شما گفتم این آبیه.
خانوم این اصلا به من مربوط نیست. اشکال کار از کسی که خروجی فیلمتونو گرفته
من مرده شورم اون خروجی فیلم رو که آوردین رو زینک کپی کردم حالا اگه اشکالیم پیش اومده تقصیر من نیست
_ جناب ممکنه بگین این چرا بنفش شده؟؟؟؟
من نمیدونم این چرا بنفش شده ای خانوم من که یه مرده شور بیشتر نیستم همون اورژینالی رو که به من دادین منم از همون خروجی فیلم گرفتم اختمالا اشکال از چارت رنگی که استفاده کردین این ایرونیاش بعض از رنگها رو اشتباهی نشون میده
حالا من یقه این یکیو چه جوری بچسبم؟؟؟؟؟؟؟؟

_ خانوم این چه وضعیه این چرا این رنگیه؟ مگه این آبی نبود؟
این با این رنگ ممکنه فروش نشه.
اگر فروش نکنه شما به عنوان یک گرافیست مسئولین.....

>اختیار دارید جناب بنده که گرافیست نیستم من مرده شورم مرده رو میشورم کاریم به بهشتو جهنمش ندارم به من چه که طرح شما فروش میکنه یا نه <

به این میگن وجدان کاری .........
کی بود دنباله مرده شور میگشت؟


*****


و ایران کشوریست با اقلیمی بسیار وسیع با گردنه هایی بسیار رفیع که در پای هر گردنه گردنه بگیرانی بسیار قهارو بیرحم که مقوای اشتنباخ تقلبی ساخت وطن را به دو برابر قیمت همپای آلمانیوالاصلش به من غالب کردند وخجالت هم نکشیدند .
و به غلط میپندارند دزد آنست که از دیوار کسی بالا میرود وچه شغل شریفی دارند و این نون حلال گوارای وجودشان است ..................اه ه ه ه ه ه ه    

  || lili  ||  12:50 PM 


Monday, September 29, 2003

   

 



واي اين دوتا چه خوشگلن يعني اينام عاشقن؟
چي دو تا تيکه يخ مگه ميشه ؟
آره هر چيزي ممکنه حتي اينکه من عاشق تو بشم
آخه ممکنه عشق آبشون کنه
آره ولي به وصلش مي ارزه
وصل..........يعني ميشه ما دو تا هم يه روزي به هم برسيم؟؟؟؟
منو تو مثل دو تا خط موازي ميمونيم دو تا خط موازي که تا ابد قراره کناره هم بمون ولي هيچ وقت به هم نميرسن
يعني هيچوقت , دو خط موازي هيچ وقت به هم نميرسن ؟
چرا يه جايي تو بينهايت......(لبخند)ا
بينهايت خيلي دوره ؟
نه خيلي دور نيست از ايجا تا ابد فاصله است فقط يکم صبر لازمه
صبر ؟
مگه نشنيدي ميگن سنگ لعل شود در مقام صبر؟؟
چرا ولي......... آري شود وليک به خون جگر شود
يعني تقديره منو توهم در نرسيدنه؟
شايد, چي تلخه؟
تلخه به تلخي لبخنده تو به تلخي تقديرمون شايدم به تلخي اين روزگار
غصه نخور از اينجا تا بينهايت چيزي نمونده


> تو دروغ بگو عزیزم تو دروغاتم قشنگه <   

  || lili  ||  4:00 PM 


Friday, September 26, 2003

   

 و بالا خره پائیزه هزار رنگ هزارنقشم از راه رسید
من بر عکس این اکسیر جون بی سلیقه عاشق پائیزم
هر کسی یه سره سوزن دیده هنری نه بلکن زیبایی شناسی داشته باشه میفهمه که از لحاظ هارمونی رنگ پاییز زیباترین هارمونی میون فصل های سال داره درست در موقعی که هوا داره رو به سردی میره ما گرمترین رنگهای چرخه رنگو شاهد هستیم از زرد روشن تا سیرترین قرمز وقهوه ای
پائیز فصل عشاق چون شروعش با ماه مهر همراست
بر طبق برخي اساطير باستان، ماه هفتم سال را به آن جهت مهر مي نامند كه عشق در آن به وجود آمده و راه خود را به دل تمام موجودات عالم باز كرده است.
آخه کدوم دو دلداده رو میشه پیدا کرد که دوست نداشته باشن تو برگریزان این خزان عاشقانه قدم بزنن
(ارواح نمیدونم کیمون چقدرم که میشه اینجا عاشقانه قدم زد دوستان یه کاری میکنن تا هفت پشتمون عاشقی یادش بره )
پائیز برای من نماد یه چیزه دیگه ام هست هر سال این موقع اولین چیزی که تو گوشم طنین انداز میشه سرود یار دبستانی قدیمی ترا یادشونه هرسال این موقع این آهنگ مدام پخش میشد که به سلامتی اونم رفت تو لیست سیاه(تا باد چنین بادا)
دلم واسه اون پشت میز نیمکت نشستن ها یه ذره شده
چند وقت پیش داشتم از کنار دبستانم رد میشدم که با دیدنه یه تابلو چنان ترمزی گرفتم
که کم مونده بود تصادف کنم نوشته بود
به علت نمیدونم کدوم کوفتی این مکان دولتی خراب میشود یا یه چیزی تو همین مایه ها اونایی که بچه مشهدن حتما دبستان آئین تربیت رو میشناسن پسرونش فکر کنم اسمش فلق آره دیگه یارابه دبستانی دارن خرابش میکنن
این دبستان نزدیک بیست سال قدمت داره هر سالم تقریبا هزار تا دانش آموز دخترو پسر پذیرش داشت
یعنی تا الان حدود بیست هزار نفر از اینجا فارع اتحصیل شدن این عزیزان خیلی راحت خاطرات بیست هزار نفرو خراب کردن به همین راحتی که بهتره ام نگم واسه چی...
( اینم تا باد چنین بادا........)
بچگی ها یادت به خیر وای خدا جون نصیب نکن یعنی یه روزیم قراره بگم آی جوونی کجایی که یادت بخیر؟
(من که هیچوقت پیر نمیشم چون دلم همیشه جوونه( تا باد چنین بادا....
   

  || lili  ||  6:53 PM 


Wednesday, September 24, 2003

   

 

> چیک چیک چیک چیک دینگ دینگ تقویم تاریخ <
بیست سال و اندی پیش در دیروز چنین روزی .....
مهر آمد و یک موجودی به نام من پا به یه دنیای کثیف گذاشت
اولین چیزی که تجربه کرد گریه کردن بود چیزی که بعدها کلا فراموشش کرد
اولین چیزی که دید صورت مهربون مادرش بود که با یک لبحند شیرین بهش خوش آمد میگفت
میگن هر کودکی که به دنیا میاد بیانگر این واقعیت که خداهنوز از بشر ناامید نشده
ولی با تولد این بشر فکر کنم ضد این ثابت شد
اسمشو گذاشتن لیلا که میشه سرکش و رام نشدنی فکر میکنم بیشتر از هر اسمی بهش میاد
تا مدتها گریه میکرد چون میدید این دنیا اصلا اون  چیزی نیست که وعدشو بهش داده بودن 
تا اینکه فهمید  زندگی چیزیه که مجبوره تحملش کنه
پس گریه بی گریه
 لیلا کوچولو  کم کم بزرگ شد بزرگو بزرگتر نه به این راحتی
با کلی مشقت با کلی زمین خوردنو دوباره بلند شدن
تو این مدت خیلی چیزا یاد گرفت اینکه این دنیا اونقدرام بد نیست زیبای هاییم داره یاد گرفت آدما با هم فرق دارن
همه مثل هم نیستن یاد گرفت که یه مخلوق وهیچ مخلوقی بی خالق نیست
یاد گرفت.....خدایا از نعمتهایی که به ما ارزانی داشتی تو را شکر میکنم
و یادگرفت آ مثل آسمان  ب مثل باران ,آب بابا نان داد....
لیلا باز هم بزرگتر شد و فهمید آدما خوبو بد دارن ولی باز هم نفهمید که با همشون نباید یه جور بر خورد کرد
ابر و بادو مه خورشیدو فلک دست به دست هم دادن تا اون  اونقدر بزرگ شد
که فهمید درسته که نباید با همه آدمها یک جور برخورد کرد ولی میشه به تک تکشون عشق ورزید 
و اونقدر  بزرگ شد که از قانون جبرو اختیار دومیشو ثابت کرد و بر خلاف نظر همه رفت هنر
و تازه اینجا بود که پی به زیبای هایی اطرافش برد
هنوز عاشق بوی باروون بود وعاشق هنر که  دوباره عاشق شد
یک عشق زمینی عشق آدمیزاد به آدمیزاد
و چه زیبا بود واژه دوستت دارم و خدا بهش لبخند زد وزندگی هم...........
الان بعد از بیست سال واندی  اینوفهمیده که:
>زندگی رو باید زندگی کرد <
یه جایی تو گذشته نه چندان دور به دنیا اومدم ویه جایی هم تو آینده شاید دور شاید نزدیک از دنیا میرم
پس تا آینده فرصت دارم برای زندگی کردن
این تمام اون چیزیه که نیاز دارم پس تا فرصت باقیست همتونو دوست دارم تک تکتونو
یا حق

   

  || lili  ||  2:26 PM 


Monday, September 22, 2003

   

 تولد تولد تولدم مبارک
آفا فردا تولده منه به همین مناسبت ام یه مهمونی کوچولو موچولو گرفتم
دوستانم همه دعوتین بنابرین تشریف بیارین اینجا
>plz لباس رسمی فراموش نشه <   

  || lili  ||  3:41 AM 


Tuesday, September 16, 2003

   

 من هر چي فکر ميکنم نميتونم بفهمم يکي ممکنه به من بگه قضيه چيه؟؟
قابل توجه آقايون ضد فمنيست باز بگين قحطي پسره دخترا موندين رو دسته مامان بابا ها
کاملا مشهوده خدا پدرو مادره عکاس اين عکسو بيامرزه که باز کلي حقايق رو روشن کرد




یه جمله متقکرانه تر از یه عزیزه دیگه:
در اين غوغاي هياهو
مملکت حسين قلي خانيه دخترم
هر کسي به انچيزي که لياقتشو نداره ميتونه برسه
> به کرکس خيلي وقته پر طاووس داده اند <

> plz کف مرتب تر <

   

  || lili  ||  3:03 PM 


Friday, September 12, 2003

   

 

> عاقبت روزی دلم خواهد شکست <


خدا جون شکرت که من يه سره سوزنم عاقبت انديش نيستم


****


یه جمله متفکرانه از یه عزیزی :

معرفت بار گرانیست است به هر کس ندهند
پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند


> plz کف مرتب <

   

  || lili  ||  2:54 PM 


   

 آخرو عاقبت چهار ساعت بسکتبال بازی کردن میشه گرفتگی صد درصد عضلات پا , گرفتگی شصت درصد کمر و یه سر درده خفن .به اضافه گرفتگی صدو بیست درصدی حال .
یکی نیست بگه مگه مجبوری دختر جان من نمیدونم چرا چشمم به توپ میوفته از خود بیخود میشم یه چند وقتی بود دلم عجیب هوای توپو تورو کرده بود.
دلم واسه اون قدیم ندیما تنگ شده
آقا ما تو هنرستان یه تیم خبره والیبال داشتیم که بنده کاپیتانش بودم با قده ۱۷۴ مجبور بودم جور همه رو بکشم همزمان هم باید کار دفاع پشت تور رو انجام میدادم هم پوشش دادن عقب زمین رو تا اینکه ما نمیدونم چه جوری شدیم یکی از سه تیم منتخب استان . قرار شد با یه تیم قوی مسابقه داشته باشیم بعد قرارو بر این گذاشتیم که یه تیم آبرومند در ظرف دو هفته درست کنیم حلا مشکل اساسی کجا بود؟
اینکه تقریبا تمامی اعضای تیم ترس از توپ داشتن یعنی توپ طرف هر کدوم که میرفت اغلب به جای پاس دادن دستشونو می گرفتن جلو صورتشون یا اینکه سر گرفتن توپ اینقدر با هم تعارف می کردن که یا اوت میشد یا میشست تو زمین .
خلاصه بعد کلی جون کندن نقص اولو بر طرف کردیم ولی سره دومی دیگه بیچاره شدم چون این سرکاره علیه ها هیچ جوره تعارفاتشونو کنار نمی داشتن.
دست آخر قرار شد توپ طرف هرکی که رفت بگه گرفتم تا بقیه به موقع بتونن جای گیری کنن
القصه روز مسابقه که شد مدیره نازنینمون اومدن گفتن قضیه آبرو حیثیتی وای به روزتون اگه ببازین(چون تقریبا تملم کلاسای اون دو هفته رو به بهانه تمرین جیم زده بودیم)
خلاصه کلی بهمون روحییه اینجوری داد ما با سوت داور بازیرو شروع کردیم با گریه ام تمومش کردیم.
ما که باختیم چه افتضاح روحیه دادنای خانوم مدیرم افاقه نکرد حالا اگه گفتین چی شد که باختیم؟
آقا تا توپ میومد تو زمین ما یهو شش نفری میریختن سر توپ هر شش تاشونم میگفتن گرفتم این شد که توپ به هیچکدوم نمیرسید و ما باختیم
جوونيام بهاری بودو بگذشت به ما يک اعتباری بودو بگذشت...
آخ پاممممممممممممممممممم   

  || lili  ||  2:15 PM 


Thursday, September 11, 2003

   

 آقا دو سال تمام رو پایان نامش کار کرده
بعد دو هفته مونده به ارائه تزش داماد شده
اونوقت صفحه اول رسالش بزرگ نوشته

>تقدیم به همسر مهربانم که در تمامی مراحل این کار مرا یاری کرد <


تو رو خدا داشته باشین بعد میگه کی زن ذلیله من !!!!!!!!!؟؟؟
یا اون دوست نازنینم
جلو یه یه عده نه گذاشت نه برداشت
میگم دوستم خانوم ........
برگشته میگه اااااااا آقا این موبایلی که دست شماست مال منه چند وقت پیش تو مهمونی ازم بلند کردن
اینا اینم نشونیش
حالا هی پسره بدبخت میگه خانوم به خدا من اینو خودم از دبی آوردم
هر چی من میگم من با این بابا رو در بایسی دارم جون من بیخیال شوعین این گو شیو برات میخرم ول کن دیگه ...........
حالا بگذریم که من چقدر خجالت کشیدم کاریم نداریم که یارو ۴تای کارخونه موبایلو میخره میذاره تو جیبش ولی مگه سر کاره خانوم ولکن بود
بعد میگه کی بی آبروه من!!!!!؟؟
یا من که داشتم بیرون شهر سالاد الویه آماده میکردم
بعد تا رو مو بر گردوندم دیدم گربه نازنین داره ازش میخره
چون حوصله نداشتم دوباره درست کنم

>گفتم فقط میگن نفس سگ حروم بیخیال<

بعد دادم سالادو دوستان خوردن خودم دلم نیومد لب بزنم الکی گفتم اشتها ندارم اصلنم خم به ابروم نیاوردم که چی شده
حالا کی بدجنس من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگین تو رو خدا ...



   

  || lili  ||  2:23 PM 


   

 گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
   

  || lili  ||  1:30 PM 


Tuesday, September 09, 2003

   

 

خیلی تلگرافی...........


امروز رفتم حرم . جای همتون خالی عجیب چسبید . وسط اون همه دغدقه بودو نبود اول از همه برای مهرانه دعا کردم . بعدم در کمال خود خواهی برای خودم(چون فکر میکنم بیشتر از هر کسی الان به دعا نیاز دارم )دعا کردم که خدا دعاهایی رو که برای بقیه میکنم مستجاب کنه . برای شما هم دعا کردم .
حالا یه زیارت قبول کم دارم.....


تولد کسی که خیلی شیفتشم مبارک



روز پدرم به همه باباهای خوب تبریک میگم اول از همه ام به بابای گل خودم بابا جون روزت مبارک ۱۲۰ ساله بشی بعدشم جهنم(باباهای آینده روزتون مبارک).

این دعا رو هم با اجازتون از صحیفه سجادیه برداشتم خیلی ساده و قشنگو پر محتواست :

خدایا این عزت مرا بس است که من بنده توام
                       واین افتخار مرا کافیست که تو پروردگار منی 
       تو آنچنانی که دوستت دارم
من را آنچنان قرار بده که دوستم بداری


 
اکسیر جان حزب ا...ی ام خودتی.
>گر مسلمانی از این است که لیلی دارد             وای اگر از پس امروز بود فردایی <
اوووووووووووووف تازه شانس آوردین حال نوشتن نداشتم مثلا تلگرافیه.
تمام.

   

  || lili  ||  12:14 PM 


Sunday, September 07, 2003

  || lili  ||  7:40 PM 


   

 

>به هر که دوستش دارید یک فرصت دوباره بدهید<
 فقط یه فرصت باور کنین اگه آدم باشه بر میگرده باور کنین



****


دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,دوست ندارم,................
اما اين فقط يه حرف نيست................>اين يه واقعيت تلخ<   

  || lili  ||  7:17 PM 


Sunday, August 31, 2003

   

 دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم ,دوست دارم .........
اما فقط يه حرفه................> عمرش قده يه گوله برف <   

  || lili  ||  8:14 AM 


Friday, August 29, 2003

   

 ای که از کوچه معشوقه ما میگذری
بر حذر باش که ما نیز از کوچه معشوقه تو میگذریم
   

  || lili  ||  3:55 AM 


Thursday, August 28, 2003

   

 من اگر خوارم اگر گل .......اونش هیچ به تو مربوط نیست تو برو فکر گند کاریایه خودت باش عزیزم   

  || lili  ||  10:44 PM 


   

 

گوشه هايی از برنامه ناب سفره سفید :(ساعت پخش لنگ ظهر اوج گشنگی ملت)
غذائی که امروز میخوام طرز پختشو یاد بدم یه غذای کم حجم  پر کالری و کم هزینست  به اسم  سونامی که یک غذای دریایی و اصلاتا مال ژاپن
خوب خانومهای محترم مواد لازم رو يادداشت بفر مائيد لطفا
مرغ یک عدد گنده
۴ بسته پنیر پیتزا شیرآوران حتما باید شیرآوران باشه اون نباشه نمیشه(خدایی نکرده پول گرفتیم که تبلیغ کنیم )
۲ کیلو قارچ
۶ عدد زرده تخم مرغ (نبود یه دونه تخم شتر مرغ)
۳ کيلو خامه
۱ مثقال زعفران
روغن یه خروار
پياز ۲ عدد کافیه
باقی چیزام هر چی دمه دستتون بود به مقداره کافی
خوب مرغ رو از قبل ۴ ساعت گذاشتیم بپزه (به علت ذیق وقت)
حالا قارچ رو به صورت نگینی تاکید میکنم حتما باید نگینی باشه (می تونین از خط کش کمک بگیرین)به ابعاد ۲ سانت ۲ سانت در میارین  سپس زرده های تخم مرغ رو به آرومی میریزین تو آب مرغ سفیده هاشم بریزین دور حالا قارچا رو قاطیش میکینیم , پیاز ها رو به صورت ورقه هایی به قطر ۵ میل برش میدیم و در روغن سرخ میکنیم وقتی طلائی شد قاطی باقی مواد میکنیم مراقب باشین پیازتون نسوزه که بعد عین بال سوسک مرده میاد رو غذا  حالا همه زعفرونو قاطی مواد کنین خسیس بازی در نیارین همشو بریزین بعد همه اینا رو با گوشتکوب برقی مونلیکس هم بزنین  ما به همون علتی که میدونین قبلا همه این کارا رو انجام دادیم  سپس پنیر پیتزا رو می ریزین روش حالا سره ظرفتونو بذارین میذارین تو فر اگرم فر ندارین مشکل خودتونه برین بخرین
خوب تقریبا ۲ ساعت طول میکشه که این مواد به خورده هم فرو برن ولی ما به همون علته قبلا آماده کردیمش خوب حالا غدای ما آمادست میتونین روشو با خامه تزئین کنین
خوب دیدین که درست کردنه این غذا سر جمع ۱۰ دقیهقه ام طول نکشید بنابر این مخصوص خانومهای شاغل که ظهر خسته و کوفته از سره کار میان ۱۰ دقیقه ای آمادش کنن اگر می خواین غذاتون کم هزینه تر بشه می تونین به جای مرغ از گالینا بلانکا , به جای زعفرون از زردچوبه و به جای خامه از ماست چکیده موسیر استفاده کنین هیچ فرقی نمی کنه مهم اینه که ما یه غذای خوشمزه ومقرون به صرفه یادتون دادیم
سعی و تلاش من وهمکارانم اینه که یک غذای سنتی رو به شما بله به شما و به تازه عرو سای بی عرضه این مملکت که عرضه یه غذا پختنو ندارن و معلوم نیست خونه باباشون چه غلطی میکردن یاد بدیم پس زنگ بزنین ۱۶۲ ازمون تشکر کنین

>به ملکه فرانسه گفتن مردم نون ندارن بخورن گفت خوب برن شیرینی ناپلئونی بخورن<   

  || lili  ||  9:48 AM 


   

 وای چه کیفی میده تلفن زنگ بزنه آدم گوشی رو برداره ببینه یه عزیزیه که قرار بود فردا برسه بگه کارم تموم شد امروز برگشتم وای که چقدر بیشتر کیف میده بگه الان ۱۰ دقیقست که رسیدم قبل از هر کاری زنگ زدم ببینم حالت چطوره
وای نمیدونین چقدر میچسبه
بیای آفلایناتو چک کنی ببینی این آقا اکسیر گل برات پيغام گذاشته
(برو خوش باش سيستمه نظر سنجيتو درست کردم)
جدا دستش درد نکنه اين قالب رو به موت منو سروسامون داد
اکسير جان اجرت با خدا دردو بلات بخوره تو سره هر چی آدمه بی معرفت
وای يه هفت هشت تا مورده ديگه ام بود که من الان از شدت کيفور شدن در حال سکته ام
>شماره اورژانس چنده؟<   

  || lili  ||  9:41 AM 


Wednesday, August 27, 2003

   

 هميشه سعی کنيد در هر موقعيتی رفتار معقول وبجايی داشته باشين مخصوصا سر کلاس وجلوی استاد گرامی هی شلنگ تخته نندازين
(جمجمه مرده از قبرستون کش نرین بیارین سره کلاس طراحی آناتومی جای مدل باعث شین استاد غش کنن )چون ممکن بعدا تو يه محفلی وقتی مثل يه دختره خانوم و مثبت پا رو پا انداختين يهو چشم تو چشم همون استاد محترم بشين هیچ جوریم نتونین فرار کنین
بعد پشتورو سوار خرتون بکنه دور مجلس بگردوندتون
همین جور که شرح مصیبتایی که سرش آوردینو میخونه بگه اينو اينجوری نبينينش يه آتيش به جون گرفته ای که نگو حيثيت براتون باقی نذاره
حالا هی بگو به خدا توبه کردم من عوض شدم بابا بچه بودیم
یه خبطی کردیم ديگه کار از کار گذشته
پس چی هميشه سعی کنيد در هر موقعيتی رفتار معقول وبجايی داشته باشين مخصوصا سر کلاس وجلوی استاد گرامی
(هر کاری کردين جمجمه مرده نبرين سره کلاسش)   

  || lili  ||  4:47 PM 


   

 

اين که فردا اين کنم يا آن کنم.........


اين اصلا مهم نيست اين که الان دارم چه غلطی ميکنم مهمه><

   

  || lili  ||  12:35 PM 


   

 دستت درد نکنه حافظ جان توام فهمیدی چی بگی چهار ساعت اشک بریزم >داشتیم<

فاش می​گویم و از گفته خود دلشادم
                    بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
                    که در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
                    آدم آورد در این دیرخراب آبادم
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
                    به هوای سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
                    چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
                    یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
                    هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
گر خورد خون دلم مردمک دیده سزاست
                    که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
                    ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم

   

  || lili  ||  12:05 PM 


Tuesday, August 26, 2003

   

 هیچوقت به یک دامپزشک دل نبندين چون ممکنه جوجه و مرغ حکم هوو رو براتون پيدا کنن   

  || lili  ||  3:15 AM 


      design by :lili     taranombaron@yahoo.com